قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

15

ارشاد الزراعه ( فارسى )

گفت ما خورديم بر از كشته‌هاى رفته‌ها * هركه آيد گو برى از كشته‌هاى ما بخور شاه را از وى خوش آمد اين سخن گفتا كه زه * يكهزار از بهر وى گنجور شه بشمرد زر پير گفت ، از كشت غيرى بر به سى سال آورد * كشت من بارى به يك روز آمدى خسرو به بر شاه كسرى بار ديگر بهر تحسين گفت زه * خازنش چون بار اول داد زر بار دگر من كنون زان ديهقان هيچ كمتر نيستم * صد ره از كسرى تو خود هستى بر تبت بيشتر كرده‌اى شعر مرا صد بار تحسين و نشد * يكره احسان همره تحسينت اى جمشيدفر كى توانم حمل كرد اين حال بر تقصير شاه * طالع بد فال من شد موجب حرمان دگر آورده‌اند كه در زمان حضرت سلطان ابراهيم رحمة اللّه عليه ، باغبانى بود كه مدتهاى مديد بزراعت مشغول بوده و عمر نازنين بعمارت باغ و بستان صرف نموده ، باغى رسانيده بود كه چمن فردوس نشانش از نزاهت اشجار ، خاك در ديدهء ارم كرده بود و از طراوت ازهار و انهار ، داغ حسرت بر سينهء بوستان خورنق نهاده درختان رنگارنگش را جلوهء طاووسى ظاهر ، و از گلهاى زرنگارش فروغ تاج كاوسى باهر ، زينتش چون رخسار شاهد حله‌پوشى منور و نسيم هوايش ، چون كلبهء استاد عنبرفروش معطر ، درخت جوان‌بختش ، از بسيارى ثمار ، چون پيران پشت خميده و ميوهء حلاوت‌آميزش چون حلواى بهشتى بىحرارت آتش رسيده ، الوان ميوه‌هاى ربيعى و خريفى در غايت نازكى و نهايت لطيفى انگورى بود كه خامهء حكمت شرح كمالش را بر صحيفهء شريفهء فانبتنا فيها حبا و عنبا ، كشيده و چون آبلهء تر بر كف برگ